تبلیغات
انتشارات شبنما - نویسندگان بزرگ چه خواب‌هایی می‌دیدند؟


خواب، تخیل، و رویا بخشی از آزادی ذهن انسان است و بی‌شک نویسندگان از تخیل ذهنی بالاتری نسبت به مردم عادی برخودارند. شاید خواندن بخشی از خواب‌های نویسندگان معروفی چون همینگوی، ناباکوف، و سیلویا پلات، و ونه‌گوت خالی از لطف نباشد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از لیت‌هاب، هیچ‌کس دوست ندارد به داستان خواب‌های دیگران گوش بسپارد. افراد دوست دارند خواب‌شان را برای دیگران تعریف کنند، اما بی‌شک رویاپردازی برخی افراد بیشتر از دیگران جذابیت دارد و نویسندگان جزء همین گروه هستند. با هم رویاپردازی چند تن از نویسندگان را در زیر می‌خوانیم:


--------------------------------
با «انتشارات شبنما» تماس بگیرید:
شماره تلگرام:    0993 074 0910
پخش و فروش:  4990 756 0912
سفارش نشر:     1135 855 0912
--------------------------------

 
ولادیمیر ناباکوف، خالق کتاب «مرشد و مارگاریتا» در بخشی از مقاله‌اش می‌نویسد: در باغ بزرگی قدم می‌زدم و قاشقی در دست داشتم و با خود فکر می‌کردم با این قاشق چه چیزی می‌توانم شکار کنم که ناگهان در پاکتی روی زمین پروانه‌های زیادی دیدم. یکی از پروانه‌ها هنوز زنده بود. تصمیم گرفتم با دست پروانه زنده را له کنم، اما ناگهان می‌بینم مردی در کنار من نشسته که در واقع صاحب آن پروانه‌هاست و من از کار خودم خجالت می‌کشم!
 
ارنست همینگوی بیشتر از هر چیز دیگری خواب «جنگ» می‌دید. او در بخشی از نامه‌های شخصی‌اش نوشته است: «هر شب خواب بدی درباره عقب‌نشینی می‌بینم. خواب‌های وحشتناک که همه جزئیات در آن مشهود است. گاهی خواب می‌بینم که وقت حمله است، اما ما هیچ سلاحی نداریم و حتی نمی‌دانیم چگونه باید حمله کنیم. دیشب بار دیگر خواب عقب‌نشینی دیدم. شاید تخیل من بیش از حد قوی است. به همین دلیل فکر می‌کنم بهتر است داستانی جدید بنویسم و از یادآوری خاطرات گذشته دست بردارم.
 
سلیویا پلات، شاعر آمریکایی درباره کودکان خواب می‌دید: «دیشب خواب دیدم که هفت دختر دارم، درست شبیه عروسک هم‌اندازه و شبیه به هم بودند. لباس‌هایشان قرمز بود اما من در کنار رنگ قرمز، رنگ آبی و بنفش هم می‌دیدم. خیلی خواب گیج‌کننده‌ای بود. یک شب دیگر قبل از خواب داستانی از سالینجر می‌خواندم و سپس در خواب دیدم در حال خواندن مجله «نیویورکر» هستم که ناگهان احساس کردم عنوان داستان من در مجله منتشر شده است، اما داستان چیز دیگری است و شخصیت اصلی آن سالینجر در دوران کودکی‌اش است.
 
سال بلو، نویسنده آمریکایی-کانادایی نیز در خواب تولستوی را دیده بود: «تولستوی در خواب راننده یک ون بزرگ بود. من از او پرسیدم کمی دورتر از من رانندگی کند تا ماشین‌هایمان به هم برخورد نکند و او گفت: «به دنبال من بیا! می‌خواهم چیزی به تو نشان دهم!» سپس به چشم‌های من خیره شد و گفت: «من برادر تو را می‌شناسم.» برادر من از دنیا رفته است و با شنیدن نام او بغض من در خواب ترکید.
 
بلو در نامه‌ای به مارتین آمیس درباره یکی دیگر از خواب‌هایش نیز سخن می‌گوید: «خواب دیدم در یک کتابخانه هستم و جوزف کنراد، هنری جیمز، و بسیاری دیگر از نویسندگان در آن حضور دارند. عناوینی در کتابخانه دیدم که تاکنون ندیده بودم. از کنراد پرسیدم چرا من تا 
به حال این کتاب‌ها را جایی ندیده‌ام و او در پاسخ گفت:«این آثار را از ما پنهان کرده‌اند!»
 
 
کورت ونه‌گوت، می‌گوید همیشه از شکست ازدواج اولش و عدم استقبال اقوام از کتابش شرمگین بوده اما دلیل اصلی شرمساری او چیز دیگری است: «سال‌ها پیش خواب دیدم زن پیری را در خواب کشته‌ام. از آن زمان به بعد مسیر موفقیت را پیمودم، اما انگار پلیس برای آن قتل به دنبال من است. گاهی مرز واقعیت و رویا را گم می‌کنم. اتفاقی که من خواب دیده‌ام یا در بیداری می‌بینم بخشی از داستان «جنایت و مکافاتِ» داستایوسکی است. من و داستایوسکی در یک روز به دنیا آمده‌ایم، بنابراین اصلاً عجیب نیست که من چنین خوابی ببینم!!
 
امیلی دیکنسون، شاعر آمریکایی در خواب دیده بود زنبورها برای به دست آوردن گرده گیاه با هم می‌جنگند و وقتی بیدار شد دید مگسی بالای سر او می‌چرخد.
 
جالب است که همه این خواب‌های عجیب زاده نویسندگانی است که در دنیای ادبیات از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند. به نظر می‌رسد نباید خواب‌ها را جدی گرفت.شاید اگر این خواب‌ها را انسانی عادی برای دیگران تعریف کنند، مورد تمسخر قرار گیرید اما با خواندن خواب نویسندگان درمی‌یابیم که اگر نویسنده مهمی باشید، رویاپردازی شما نیز برای همه اهمیت پیدا می‌کند!





طبقه بندی: اخبار حوزه کتاب،
برچسب ها: ولادیمیر ناباکوف، ارنست همینگوی، سلیویا پلات، سال بلو، کورت ونه‌گوت، امیلی دیکنسون،

تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1396 | 08:33 ق.ظ | نویسنده : انتشارات شبنما (انجام کلیه امور مربوط به کتاب) | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.